نهم و دهم و یازدهم فروردین 1391
عزیز دلم، سارینا جونم، نهم فروردین اتفاق خاصی نیفتاد و بیشتر خونه مامانی منیژه بودیم. دهم فروردین برای شام خونه عمو سعیدشون دعوت بودیم که با دیدن کلی بچه های کوچولو ذوق کرده بودی و کلا فاطمه یاس خانوم هم که به محض دیدن شما یک لحظه هم ازت دور نمی شه و هر جایی که تو رو ببینه تا یک ساعت بعد از دیدنت، دائما پشت سر هم میگه: سانینا سانینا سانینا سانینا سانینا...... یازدهم فروردین هم به اتفاق مامانی منیژه و خاله زهرا و عمو حمید و دایی محمد و زندایی میترا و بابا محمد به باغ پرندگان که در پارک سوکان بود رفتیم که زیاد برای ما جالب نبود ولی سارینا خانوم دائما با اشاره کردن نشون می داد که دلش می خواد به سمت پرنده ها بره.... این ...
نویسنده :
مامان محدثه
2:11









